الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

342

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

به جز على عليه السّلام و اين دو مرد ؛ يعنى ابى رافع و مردى از خاندان عبد المطلّب ، راوى حاضر و ناظر بىواسطهء ديگرى را نمىشناسيم كه اين خبر را نقل كرده باشد ، و شايد براى دفع اين توهم كه مسأله مشهور نيست ، شيخ طبرسى در مجمع البيان گفته است : پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله اين دعوت را انجام داد و قصهء آن بين خاص و عام مشهور مىباشد . ( 1 ) سپس به نقل از ثعلبى اين خبر را از براء بن عازب انصارى - كه چهارمين فرد از صحابه است كه به عنوان واسطه خبر را نقل كرده است - روايت كرده است : هنگامى كه اين آيه نازل شد ، رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرزندان عبد المطلّب را جمع كرد كه در آن هنگام چهل مرد بودند و هركدامشان به تنهايى يك گوسفند را مىخوردند و يك پيمانهء بزرگ مىنوشيدند . پس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به على عليه السّلام دستور داد كه ران گوسفندى را طبخ نمايد . سپس به آنها فرمود : بفرمائيد به نام خدا ( بسم اللّه ) . پس آن افراد به صورت ده نفر ده نفر نزديك آمدند و از آن غذا خوردند تا همه سير شدند . سپس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله درخواست كرد كه ظرف بزرگى از شير ( يا دوغ ) را بياورند و او جرعه‌اى از آن نوشيد و سپس گفت : بفرمائيد بنوشيد به نام خدا ( بسم الله ) ، و همگى آن قدر نوشيدند تا سيراب شدند . ( 2 ) پس ابو لهب پيشدستى كرد و از جا برخاست و گفت : اين مرد شما را افسون نموده است ! پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آن روز ساكت شد و حرفى نزد و براى فرداى آن روز دوباره دعوتشان كرد و پس از غذا آنها را انذار كرد و فرمود : اى بنى عبد المطلّب ! همانا من بشير و نذير از سوى خداوند براى شمايم . اسلام بياوريد و از من اطاعت كنيد تا هدايت شويد . سپس سؤال كرد : چه كسى برادر و وزير و ولىّ و وصى و خليفهء بعد از من در ميان خاندانم مىشود تا دين مرا ادا كند ؟ ! افراد ساكت ماندند و رسول الله صلّى اللّه عليه و آله اين درخواست را سه مرتبه تكرار كرد و هر سه بار همه ساكت ماندند و تنها على عليه السّلام اعلام آمادگى كرد براى همين پس از مرتبهء سوم فرمود : يا على تو وزير و جانشين من هستى . افراد خاندان در حالى كه بلند شده بودند تا بروند به ابى طالب مىگفتند : از فرزندت اطاعت كن كه او را بر تو فرمانده نمود ؟ ! « 1 » ( 3 ) اين خبر هيچ امتيازى نسبت به دو خبر اول ندارد غير از آنچه كه ممكن است از آن براى جمع بين تعداد مدعوين دو خبر سابق استفاده شود . در آن خبرها اعداد ده و چهل آمده بود و در اين خبر ، ابن عازب مىگويد : آنها ده تا ده تا به غذا خوردن پرداختند و قائلى هم گفته است كه آنها در آن روز چهل مرد بودند .

--> ( 1 ) . مجمع البيان ، ج 7 ، ص 322 به نقل از تفسير ثعلبى .